شعرهای من

به یاد قیصر امین پور

او که سوار بر "قطار خوابهای کودکی" اش ما را ترک کرد و "چه زود دیر"ش شد ...

 

شعرهای من

از همان روزها

از همان روزهای کودکی

از همان روزهای سادگی ،

برای دلسپردگی

برای دلشکستگی

برای انتطار

من برای عاشقی

سرم " درد می کند "*

 

ازهمان روز ها

از همان روزها که رفته ای

خاطرات خوب را

به پای صفحه های گنگ تقویم بسته ای

از همان روزها که من

روی سینه سیاه دفترم نشسته ام

با دو دست خود

گلوی شعرهای تردید را گرفته ام

From those days

From those childhood days

From those innocent days;

For loving

For breaking heart

For waiting;

For love

I would go into trouble.

 

From those days

From those days that you were gone;

The wonderful memories

You have tied to the dump pages of the calendar.

From those days that I –

Have sat on the black chest of my diary;

With my two hands I held –

The throat of the doubtful poems.

از همان روزها که من

گُرده غرور شعرهای خود را شکسته ام

از همان روزها که روی دفترم

شروع نامه های عاشقانه را به قطره های خون نوشته ام

 

تمام برگهای دفترم

غزل های ساده ام

تمام واژه واژه های نابرابرم

تمام حرفهای من

نگاه کن

گلوی شعرهای من هنوز

"درد می کند "*

 

 

*خطی از شعر درد واره ها به قلم قیصر امین پور

 

From those days that I -

Have broken the back of my poems’ proud;

From those days when I –

Wrote the beginning of my love letters

With drops of blood.

All the pages of my diary                                  

My simple lyrics

All of my unrhymed wordy words

All of what I say;

Look!

The throat of my poems

Is still in pain!

 

  

 

Note: The line in the poem with the word “pain” has been adapted from the poem of GheysarAminpour, “Same as Pain”.

/ 4 نظر / 20 بازدید
مغز

راستی چرا عضو بیشه نمیشی. اونجا کلی همفکر پیدا میکنی و شعرهات نقد میشه. منتظرتیم ها. بیا بیا... http://www.bisheh.com عضو شدی چند وقت بعد خودم رو معرفی میکنم[نیشخند] ببینم همقکر ما هستی یا نه؟!؟!

امیر

قشنگه فقط کاش ترجمه هر خط رو زیرش مینوشتی

نازنین بانو

fantastic